حکایت کودکان و استاد از مثنوی معنوی

 

کودکان مکتبی از اوستاد رنج دیدند از ملال و اجتهاد
مشورت کردند در تعویق کار تا معلم در فتد در اضطرار
چون نمیآید ورا رنجوریی کی بگیرد چند روز او دوریی
تا رهیم از حبس و تنگی و ز کار هست او چون سنگ خارا برقرار
آن یکی زیرکترین تدبیر کرد کی بگوید اوستا چونی تو زرد
خیر باشد رنگ تو بر جای نیست این اثر یا از هوا یا از تبیست
اندکی اندر خیال افتد ازین تو برادر هم مدد کن این چنین
چون درآیی از در مکتب بگو خیر باشد اوستاد احوال تو
آن خیالش اندکی افزون شود کز خیالی عاقلی مجنون شود
آن سوم و آن چارم و پنجم چنین در پی ما غم نمایند و حنین
تا چو سی کودک تواتر این خبر متفق گویند یابد مستقر
هر یکی گفتش که شاباش ای ذکی باد بختت بر عنایت متکی
متفق گشتند در عهد وثیق کی نگرداند سخن را یک رفیق
بعد از آن سوگند داد او جمله را تا کی غمازی نگوید ماجرا
رای آن کودک بچربید از همه عقل او در پیش میرفت از رمه
آن تفاوت هست در عقل بشر کی میان شاهدان اندر صور
زین قبل فرمود احمد در مقال در زبان پنهان بود حسن رجال
اختلاف عقلها در اصل بود بر وفاق سنیان باید شنود
بر خلاف قول اهل اعتزال کی عقول از اصل دارند اعتدال
تجربه و تعلیم بیش و کم کند تا یکی را از یکی اعلم کند
باطلست این زآنک رای کودکی کی ندارد تجربه در مسلکی
بر دمید اندیشه ای بر طفل خرد پیر با صد تجربه بوئی نبرد
خود فزون آن به کی آن از فطرتست تا ز افزونی که جهد و فکر تست
تو بگو دادۀ خدا بهتر بود یا که لنگی راهوارانه رود
روز گشت و آمدند آن کودکان بر همین فکرت زخانه تا دکان
جمله استادند بیرون منتظر تا درآید اول آن یار مصر
زآنک منبع او بدست این رای را سر امام آید همیشه پای را
ای مقلد تو مجو پیشی بر آن کو بود منبع ز نور آسمان
او درآمد گفت استا را سلام خیر باشد رنگ رویت زردفام
گفت استا نیست رنجی مر مرا تو برو بنشین مگو یاوه هلا
نفی کرد اما غبار وهم بد اندکی اندر دلش ناگاه زد
اندر آمد دیگری گفت این چنین اندکی آن وهم افزون شد بدین
همچنین تا وهم او قوت گرفت ماند اندر حال خود بس در شگفت

مثنوی معنوی، جلال الدین مولوی محمد بن محمد بن الحسین البلخی ثم الرومی

دیگر مقالات یاد بگیر دات کام از مثنوی معنوی:

درباره مولانا بیشتر بدانید، 2007 سال مولوی

دزدیدنِ مارگیر، ماری را از مار گیرِ دیگر

خاریدنِ روستایی به تاریکی، شیر را به ظنِّ آنکه گاوِ اوست

هنرنمایی مولانا در مورد پاسخ پیامبر خدا به عایشه

 

حکایت کودکان و استاد از مثنوی معنوی
به این مطلب رای دهید



 

به اشتراک بگذارید :       فیس بوک کلوب

 

برچسب ها:
این مقاله اختصاصاً برای یاد بگیر دات کام تهیه شده است استفاده از آن با ذکر منبع همراه با لینک آن و نام نویسنده یا مترجم مجاز است

 

در یاد بگیر دات کام مشترک شوید و آخرین مطالب و مقالات را در ایمیل خود دریافت نمایید
برای عضویت، ایمیل خود را وارد کرده و بروی اشتراک کلیک کنید

نظر شما چیست؟

پرسش های خود را در بخش پرسش و پاسخ مطرح کنید

*

code



تبلیغات اینترنتی در یاد بگیر دات کام

بسته های تبلیغاتی ارزان قیمت

 
بستن تبلیغات

Useful Websites Directory

اجاره کلاس
گردنبند اسم
طراحی سایت
طراحی سایت شرکتی
دستگاه جوجه کشی ارزان
کولر گازی بانه
شیشه سکوریت



صفحه ما را در فیس بوک دنبال کنید صفحه ما را در توییتر دنبال کنید صفحه ما را در گوگل پلاس دنبال کنید صفحه ما را در  تلگرام دنبال کنید صفحه ما را در  اینستاگرام دنبال کنید صفحه ما را در لینکداین دنبال کنید