• ارسال کننده: سمیه مظفری
  • تاریخ انتشار: ۱۳۹۷ / ۱۱ / ۲۳

مدیریت هوش احساسی (EQ) در محل کار

چگونه برای خود و همکاران بهترین شرایط را فراهم آوریم؟

آیا تاکنون در موقعیتی قرار گرفته اید که با اینکه همه چیز به مهارت و توانایی های شما وابسته بوده است و بعد از زحمت زیاد وظیفه خود را به خوبی به پایان برده اید، ناگهان فردی از راه می رسد و کاری می کند که روز شما را خراب می کند.

شاید دلیل چنین رفتار هایی ضعف در مهارت های شخصی باشد. ضعف در همدلی با نیازها و خواسته های اطرافیان یا EQ با کارایی پایین در محل کار به شدت وابسته است.

مدیریت هوش احساسی در محل کار

حال سؤال این جاست: شما به عنوان یک سرپرست، مدیر یا رهبر یک گروه چقدر به احساسات اطرافیان و کسانی که با آن ها کار می کنید اهمیت می دهید یا رفتار شما در عمل چگونه بوده است و چه تأثیری بر اعصاب و روان زیر دستان خود دارید.

باید بگویم من آن قدر با این ضعف در سازمان ها برخورد کرده ام که وقتی تعداد آن ها را لیست کردم حاصل آن حیرت انگیز بود و علت همه آن ها ضعف مهارت های رفتاری مدیران و سرپرستان بوده است.

فاکتورهایی مانند EQ از سال 1990 میلادی به صورت جامع توسط دانیِل گُلمَن در کتابی با نام «هوش احساسی…» و این که چرا در یک سازمان از IQ (ضریب هوشی فرد) اثر گذارتر است مطرح گردید.

البته بعد از انتشار کتاب گُلمَن افراد زیادی یافته های خود را به صورت کتاب و مقاله در این زمینه منتشر کرده اند و اکنون اطلاعات بیشتری در این زمینه وجود دارد. آموزش و تقویت EQ افراد به عنوان یک مهارت به آن ها کمک می کند در سازمان ذی نفع خود رفتارهای مثبت ایجاد کنند و  ارتباطات مخرب (که در راندمان کارمند یا کارگر اثر منفی دارد) را حذف کنند تا بهترین عملکرد را داشته باشند.

به طور کلی و مختصر مهارت های EQ را می توانیم به چهار قسمت تقسیم کنیم این چهار قسمت عبارتند از:

– خود آگاهی 

– آگاهی اجتماعی

– خود تدبیری 

– مدیریت روابط

دو مهارت اول بیشتر به خود شما بر می گردد در حالی که دو تای بعدی به رفتار شما نسبت به اطرافیان بستگی دارد.

1- خود آگاهی

خود آگاهی عبارت است از توانایی درک صحیح از احساسات خود در همین لحظه ای که در آن هستید و همین طور در شرایط مختلف. و بدانید در شرایط مختلف تمایل به چه عکس العمل هایی دارید. داشتن قدرت بالای خود آگاهی نیاز به تمرکز روی احساساتی که به نظر شما منفی است دارد که البته این کار ساده نیست. باید این را بخواهید و تحمل کنید. برای افزایش خود آگاهی باید به احساسات و هیجانات خود فکر کنید و برای آن ها وقت بگذارید باید بدانید آن ها از کجا می آیند و چرا آن ها را احساس می کنید.

احساسات و هیجانات می توانند به 5 دسته اصلی تقسیم شونند: عشق، لذت، ترس و خشم و اندوه.

بنابراین دفعه بعد که خشمگین شدید سعی کنید بیشتر فکر کنید و بفهمید چرا عصبانی شده اید. روی آن کار کنید و برای خود مشخص کنید خشم بد است یا اصلاً خوب نیست. ببینید برای خشم خود چه کاری می توانید انجام دهید و قبل از این که شما را کنترل کند، چگونه آن را کنترل کنید. برای سایر احساسات نیز چنین است.

2- خود تدبیری

آیا این توانایی را دارید که خود را کنترل کنید؟ چه قابلیت های دیگری دارید؟ آیا فردی پیشرو و مبتکر، انعطاف پذیر، ترقیب کننده، با وجدان کاری بالا و قابل اعتماد هستید؟ هر گاه خود را با نظم و تمرکز مدیریت کردید آن گاه می توانید بیشترین دستاوردها را داشته باشید.

3- آگاهی اجتماعی

آگاهی اجتماعی بدین جهت مفید است که وقتی با دیگران برخورد می کنید بتوانید اثر مثبتی در آن ها القاء کنید. این یعنی چنین توانایی داشته باشید که بتوانید مشکلات دیگران را درک کنید، بتوانید خود را جای اطرافیان بگذارید و از دید آن ها به قضایا بنگرید به طوری که طرف مقابل شما هم بفهمد شرایط و مشکلات او را درک کرده اید. مثلاً یک مدیر برای خرج تحصیل فرزندش ممکن است مشکلی نداشته باشد ولی گاه همین هزینه برای کارمند او کمر شکن است. پس هیچ گاه خود را معیار مقایسه قرار ندهید. بدتر از همه این که بعضی مدیران این مقایسه را به زبان می آورند. سعی کنید از دید دایره ای که خود مرکز آن هستید بیرون بیایید، سپس دیگران را درک کنید.

بیشتر افراد می خواهند از آن ها قدردانی شود، می خواهند فهمیده شوند و زمانی که شما همدردی خود را نشان می دهید و به آن ها اهمیت می دهید احترام آن ها را نسبت به خود جذب خواهید کرد حتی می توانید تسهیلاتی در اختیارشان قرار دهید و سرویس هایی ارائه دهید تا از رضایتشان اطمینان حاصل نمایید.

نتیجه این کار افزایش بهره بری و رشد سازمان شماست.

4- مدیریت روابط

افراد با EQ بالا معمولاً توانایی ایجاد روابط قوی با اطرافیان و ایجاد یک شبکه کارآمد را دارد. آن ها این توانایی را دارند که دیگران را برای اثرگذار بودن تهییج کنند، افراد دیگر را آموزش دهند، تناقض ها را مدیریت کنند، روابط قوی ایجاد کنند و یک مدیریت ارزشمند را به نمایش بگذارند.

احساسات، سرمایه انسان است. زمانی که EQ خود را تقویت می کنید در حقیقت آن دسته از توانایی های خود را تقویت می کنید که می تواند شما را به نهایت کارایی نزدیک کند.

البته داشتن اطلاعات فنی و تخصصی در هر رشته ای که کار می کنید بسیار مهم است و از شما انتظار می رود چنین اطلاعاتی داشته باشید. اما وقتی که توانایی ها و مهارت های تخصصی را با EQ بالا همزمان داشته باشید بدون شک در محیط حرفه ای امروزه موفقیت را به دست خواهید آورد و البته EQ شما را از رقبا متمایز می کند.

نویسنده: ریکی لین   

ترجمه: علی یزدی مقدم

به این مطلب رای دهید



 

به اشتراک بگذارید :       فیس بوک کلوب

 

برچسب ها:
این مقاله اختصاصاً برای یاد بگیر دات کام تهیه شده است استفاده از آن با ذکر منبع همراه با لینک آن و نام نویسنده یا مترجم مجاز است

 

در یاد بگیر دات کام مشترک شوید و آخرین مطالب و مقالات را در ایمیل خود دریافت نمایید
برای عضویت، ایمیل خود را وارد کرده و بروی اشتراک کلیک کنید

نظر شما چیست؟

پرسش های خود را در بخش پرسش و پاسخ مطرح کنید

*

code



تبلیغات اینترنتی در یاد بگیر دات کام

بسته های تبلیغاتی ارزان قیمت

 
بستن تبلیغات

Useful Websites Directory

طراحی سایت
تور کوش آداسی
وقت سفارت انگلیس
ویزای تحصیلی کانادا
چاقی صورت



صفحه ما را در فیس بوک دنبال کنید صفحه ما را در توییتر دنبال کنید صفحه ما را در گوگل پلاس دنبال کنید صفحه ما را در  تلگرام دنبال کنید صفحه ما را در  اینستاگرام دنبال کنید صفحه ما را در لینکداین دنبال کنید