• ارسال کننده: سمیه مظفری
  • تاریخ انتشار: ۱۳۹۸ / ۰۱ / ۱۰

 عشق چیست؟ (قسمت اول)

زندگی بدون عشق مثل استفاده از تنفس مصنوعی است.

آیا من به خاطر این که به شما نیاز دارم دوستتان دارم؟ یا به خاطر این که دوستتان دارم به شما نیاز دارم؟ (اریج فرام)

وقتی به کسی می گویید «دوستت دارم» به چه معنی است؟ جواب ها و تفاسیر زیادی به این سؤال وجود دارد. اما زمانی که این سؤال را می پرسید اکثریت مردم می گویند که عشق یک حس است و در قالب کلمه نمی گنجد. مردمی که عاشق شدن را تجربه کردند از یک احساس درونی شبیه خواب گرم و شیرین گاهی از گیجی و بی فکری صحبت می کنند.

مارازیتی دوناتلا روان پزشک از دانشگاه پیزا بیان کرده که «دیوانه وار عاشق شدن به راستی باعث بیماری روانی می شود.»

همیشه مردم می پرسند «عشق واقعی را چگونه بشناسم؟ چگونه مطمئن شوم چه زمانی عشق به من آسیب می زند؟» در تلاشی برای پاسخ به این سؤال ها، از مردمی که احساس عاشقی را تجربه کردند سؤال شد و این نتایج طبق تحقیقات انسان شناس پروفسور هلن ای. فیشر به دست آمد:

مردمی که عاشق شدند نیروی قوی را حس می کنند که سبب کشش این دو جنس به هم می شود، گاهی این نیرو، کشش قوی فیزیکی است و به گفته روان شناسان عامل مهمی در عشق خیالی است. گاهی فراتر از این بوده و تحقیقات جدید پیشنهاد می کند بدن های ما فرایندهایی را ایجاد می کند که مطمئن می شویم عاشق جنس مخالف شده ایم.

عشق چیست؟ اول

شرح عشق از نظر بیولوژی

فرد ممکن است روابط نامشروع با شریکش صرفاً به خاطر لذت جنسی داشته باشد، در آن هنگام کشش قوی را به شریکش احساس می کند. در موارد بسیاری یکی یا هر دو طرف در یافتن عشق ثابت و با دوام اشتباه می کنند. بی شک می دانیم که چنین اشتباهاتی چه بهای گزافی دارد.

هلن ای. فیشر در بررسی اش گفت: «مغز این مراحل را طی می کند: شهوت، کشش و وابستگی» که این کشش را می توان از نظر زیستی شرح داد. او دریافت که بعد از اوج لذت جنسی، سطح هورمون های وازوپرسین در مردان و اکسی توسین در زنان طغیان می کند. این هورمون ها، علت وابستگی شناخته شدند که منجر شد فیشر نتیجه بگیرد حضور این مواد شیمیایی در بدن مسؤول نزدیکی زوج ها بعد از آمیزش جنسی است.

در مقاله ای در سربرم، یک مغزشناس به نام دانافرم سه سیستم مرتبط با همسر، تولیدمثل و والدین را توضیح می دهد. این سیستم ها شهوت، کشش و وابستگی نامیده شده است.

شهوت: راهی غریزی است که آن قدر مرد و زن را تحریک می کند تا عمل جنسی بین آن دو انجام شود.

کشش: این سیستم دو شریک را به طور شهوت آمیزی متمرکز می کند تا تلقیح انجام گیرد. فیشر متوجه شد فرضیه سیستم کشش به عنوان راهی فردی است تا بهترین شریک را انتخاب و این تمرکز را ادامه دهد. افرادی که فکر می کردند به طور ژنتیکی برترند و هنوز هم هستند می توانند شریک زناشویی مطلوبی باشند.

وابستگی: این روش عاطفی (اصطلاح «عشق مهربان») به وجود آمده است تا زاد و ولد و حیات نسل ضمانت شود. منظور اصلی از افزایش سطح هورمون های وازوپرسین و اکسی توسین که در بالا ذکر شد حفظ زندگی مشترک والدین است، حداقل تا زمانی که فرزند توانایی مراقبت از خود را داشته باشد. جالب است بدانید شهوت و کشش همیشه دست به دست هم نمی دهند. چرا که در گزارشی وقتی مرد و زن تستسترون را به خود تزریق کردند ـ تستسترون هورمونی است که به عنوان افزاینده تمایل جنسی شناخته شده است ـ سکسشان افزایش یافت اما آن ها عاشق هم نشدند.

در این گزارش فیشر هم چنین به مطالعات اجرا شده د.مارازیتی و همکارانش اشاره کرد که عاشق شدن را مربوط به سطوح پایین هورمون سروتونین می دانند. اما بر طبق گفته مارازیتی، این تعادل شیمیایی در انسان ها ثابت نیست و تایید می کند کشش شهوانی برای همیشه پابرجا نمی ماند. در آزمایشی بعد از این مدت که افراد را در حالت شیفتگی بین 12 تا 18 ماه بررسی کردند، سطوح سروتونین در بدن مردان و زنان شیفته و از خود بی خود تغییر می کند و بازگشت سطوح مشابه در افرادی که عاشق نشدند، دیده شد.

این تحقیق از این نظر مهم است که چگونگی عملکرد سیستم بیولوژیکی را همراه با فرایند احساسی شرح می دهد. هر زمان که ما شریک مناسب را پیدا کردیم، می توانیم به سیستم های بیولوژیکی و شیمیایی مان اعتماد کنیم که ما را در رسیدن به اهداف احساسی کمک می کند و زمانی که شریکمان جذابیت کمتری برایمان دارد لزوماً به این معنی نیست که عشق دیگری غیر از ما دارد. ساده تر این که فرایندهای بیولوژیکی به طور طبیعی کار خود را انجام می دهد.

مردم می گویند که در جستجوی همسر مطلوبشان هستند شخصی که چگونگی نگاه به زندگی خود، مهم ترین ارزش هایش و نیروی محرکی که سبب حرکتش است را با ما تقسیم کند. پروفسور ناتانیل براندن، می گوید «وقتی شخصی را می بینیم فکر می کنیم چگونه خودش را آزمایش می کند. ما سطح هیجان یا فقدان هیجان فردی را حس می کنیم. کشش یا دفع فوری ما غیرارادی است به خاطر این که بدن و احساسات ما واکنش سریع تری نسبت به فکری که در قالب کلمه بگنجد، شکل می دهد.»

آندرا ان.جونز در نظریه جوانی در روزنامه ای که توسط سرویس Pacific News منتشر شد گفته: هر شخصی یک موجود زنده منحصر به فرد است. آن چه در یک لحظه احساس می کنیم این که شریک انتخابی ما چیزی دارد که می تواند زندگی ما را کامل کند. چنین شخصی احتمالات جدیدی را می آورد که می تواند ما را توانگرتر کند. این مطلب به این معنی نیست که شخص جدیدی که یافتیم تنها شخصی است که می تواند زندگی ما را بهبود بخشد. ممکن است اشخاص دیگری هم چنین باشند. به این دلیل نتیجه گیری می شود برای هر شخصی بیش از یک معشوق وجود دارد.

این قضاوت فوری از سازگاری در اولین برخوردتان که با همدیگر آشنا می شوید، اتفاق می افتد. چون فرایندهای منطقی فکری سریع ترند، همه شما در اولین ارتباط این مطلب را حس می کنید اما دلیلی برای توضیح آن ندارید.

پس از این با شریکتان خودمانی تر می شوید و شروع به یافتن راهی که او هست، واکنش ها و تجربیات عاطفی و غیره می کنید. توانایی تشخیص تشابهات و تفاهمات فردی را دارید، بنابراین اولین کشش متقابل برایتان روشن است. درست است که کشش متقابل، زوج ها را به هم نزدیک می کند اما عشق، کششی عمیق تر از آن ایجاد می کند.

ادامه دارد…..

علی یزدی مقدم



 

به اشتراک بگذارید :       فیس بوک کلوب

 

برچسب ها:
این مقاله اختصاصاً برای یاد بگیر دات کام تهیه شده است استفاده از آن با ذکر منبع همراه با لینک آن و نام نویسنده یا مترجم مجاز است

 

در یاد بگیر دات کام مشترک شوید و آخرین مطالب و مقالات را در ایمیل خود دریافت نمایید
برای عضویت، ایمیل خود را وارد کرده و بروی اشتراک کلیک کنید

نظر شما چیست؟

پرسش های خود را در بخش پرسش و پاسخ مطرح کنید

کد امنیتی * محدودیت زمانی مجاز به پایان رسید. لطفا کد امنیتی را دوباره تکمیل کنید.



تبلیغات اینترنتی در یاد بگیر دات کام

بسته های تبلیغاتی ارزان قیمت

 
بستن تبلیغات

Useful Websites Directory

طراحی سایت
تور کوش آداسی
وقت سفارت انگلیس
ویزای تحصیلی کانادا
تور سنگاپور
تور کیش



صفحه ما را در فیس بوک دنبال کنید صفحه ما را در توییتر دنبال کنید صفحه ما را در گوگل پلاس دنبال کنید صفحه ما را در  تلگرام دنبال کنید صفحه ما را در  اینستاگرام دنبال کنید صفحه ما را در لینکداین دنبال کنید