نسخه صوتی
قدرت باور
باورها چه هستند؟
باورها مجموعهای از برداشتها، اعتقادات
و فرضهایی هستند که در طول زندگی درباره خودمان، دیگران و دنیای اطرافمان
شکل میدهیم و آنها را تا حد زیادی درست یا واقعی میدانیم. این باورها
میتوانند ریشه در تجربههای شخصی، خانواده، آموزش، فرهنگ، جامعه و حتی
شنیدهها و مشاهدههای ما داشته باشند.
باورها نقش مهمی در چگونگی تفسیر رویدادها، تصمیمگیریها و انتخابهای ما
ایفا میکنند.
آنها میتوانند در شرایط دشوار به ما امید و انگیزه بدهند، ما را به تلاش بیشتر تشویق کنند یا برعکس، به موانعی ذهنی تبدیل شوند که فرصتها و تواناییهای خود را کمتر از آنچه هستند ببینیم.
به همین دلیل، شناخت باورها و بررسی درستی آنها یکی از گامهای مهم برای شناخت بهتر خود و ایجاد تغییرات سازنده در زندگی است.
با اعتقاد و اشتیاق سوزان به چیزی که هنوز وجود ندارد، آن را ایجاد می کنیم. ناموجود همان چیزی است که هنوز نخواسته ایم - فرانتس کافکا
باورها بر نحوه نگاه ما به
دنیا و اتفاقاتی که در زندگی میافتد تأثیر میگذارند. وقتی به چیزی اعتقاد
داریم، معمولاً بیشتر به دنبال نشانههایی میگردیم که درستی باورمان را
تأیید کنند و ممکن است شواهد مخالف را کمتر ببینیم یا کمتر جدی بگیریم.
روانشناسان این رفتار ذهنی را «سوگیری تأییدی» مینامند.
برای مثال، کسی که باور دارد توانایی یادگیری یک مهارت جدید را ندارد، ممکن
است هر اشتباه کوچکی را نشانه ناتوانی خود بداند و موفقیتهایش را نادیده
بگیرد.
در مقابل، کسی که به امکان یادگیری و پیشرفت خود باور دارد، شکستهای اولیه
را بخشی از مسیر یادگیری میبیند و فرصتهای بیشتری برای پیشرفت پیدا
میکند.

ااگر باور داشته باشید که میتوانید در زندگی موفق شوید، برای رسیدن به موفقیت بیشتر تلاش خواهید کرد، فرصتها را جدی می گیرید و در برابر مشکلات زود تسلیم نمی شوید.
وقتی به توانایی خود برای ساختن آیندهای بهتر باور دارید، بهجای اینکه مدام به موانع فکر کنید، بیشتر به دنبال راهحل میگردید. همین تغییر در نگاه و رفتار میتواند نقطه شروع اتفاقات بزرگی در زندگی شما باشد.
به عبارت دیگر، باور و اعتقاد یکی از قدرتمندترین نیروهایی است که میتوانید برای پیشرفت و رسیدن به اهداف خود از آن بهره بگیرید.
انسانهایی که باور داشتند و به محدودیتها تن ندادند
کافی است به زندگی بعضی از انسانهای تأثیرگذار نگاه کنیم تا ببینیم باور به یک هدف، وقتی با اراده و تلاش همراه میشود، چه نتایجی میتواند به بار آورد.
راجر بنیستر؛ شکستن مرز ناممکن
راجر بنیستر، دونده انگلیسی، هدفش دویدن یک مایل در کمتر از چهار دقیقه بود؛ رکوردی که حتی برخی فیزیولوژیستها آن را غیرممکن و برای سلامتی خطرناک میدانستند. او پیش از آن در المپیک ۱۹۵۲ هلسینکی به مقام چهارم رسیده بود و حتی به کنار گذاشتن ورزش فکر میکرد.
اما هدفش را رها نکرد و سرانجام در سال ۱۹۵۴ با ثبت زمان ۳ دقیقه و ۵۹٫۴ ثانیه این مرز را شکست. جالب اینکه تنها ۴۶ روز بعد، دونده دیگری به نام جان لندی رکورد او را بهبود داد. چیزی که زمانی ناممکن به نظر میرسید، حالا به هدفی دستیافتنی تبدیل شده بود.
دایانا نایاد؛ پنج بار تلاش برای یک رؤیا
دایانا نایاد، شناگر استقامتی آمریکایی، رؤیای شنا کردن از کوبا تا فلوریدا را در سر داشت. نخستین تلاش او در سال ۱۹۷۸ بینتیجه ماند.
پس از سالها دوری از شنا، در سالهای ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ چهار بار دیگر برای رسیدن به این هدف تلاش کرد؛ اما حملات آسم، نیش عروس دریایی، طوفان و شرایط دشوار دریا هر بار او را از ادامه مسیر بازداشت. با این حال، در ۶۴ سالگی برای پنجمین بار دل به دریا زد و سرانجام پس از حدود ۵۳ ساعت شنا به ساحل فلوریدا رسید.
مایکل فلپس؛ فراتر رفتن از تصور
مایکل فلپس، شناگر آمریکایی، نمونه دیگری از قدرت باور و پشتکار است. او در المپیک ۲۰۰۴ آتن با هدف کسب هشت مدال طلا شرکت کرد، اما با کسب شش طلا و دو برنز به هدفش نرسید.
با این حال، ناامید نشد و چهار سال بعد در المپیک ۲۰۰۸ پکن، همان هدف را محقق کرد و در یک دوره مسابقات هشت مدال طلا به دست آورد. فلپس در مجموع دوران حضورش در المپیک، ۲۳ مدال طلا کسب کرد و با ۲۸ مدال، پرافتخارترین ورزشکار تاریخ بازیهای المپیک شد.
مهاتما گاندی؛ پایداری در راه یک باور
گاندی در سال ۱۸۹۳، هنگامی که در آفریقای جنوبی با تبعیض نژادی روبهرو شد و او را از قطار بیرون انداختند، میتوانست به سفر خود پایان دهد و به هند بازگردد. اما تصمیم گرفت برای حقوق انسانی و برابری مبارزه کند.
راهی که انتخاب کرده بود آسان نبود؛ بارها با مخالفت و سرکوب روبهرو شد و در سالهای ۱۹۰۸، ۱۹۰۹ و ۱۹۱۳ به دلیل مبارزه با قوانین تبعیضآمیز زندانی شد. با این وجود، از باور خود به مبارزه بدون خشونت دست نکشید و سالها به تلاش ادامه داد. سرانجام این شیوه مبارزه به یکی از پایههای جنبش استقلال هند تبدیل شد.
علت موفقيت آنها باور عميقي است كه داشته اند. باورتان مي تواند به شما كمك كند به منابع عميقي كه در درون شما وجود دارد دست پيدا كنيد. شما را به یک مبارز تبدیل می کند کسی خواهید شد که رقابت با شما کار آسانی نخواهد بود. در نهايت یک به یک به هدف های خود دست می یابید.
شمشیر دو لبه
آیا تا به حال درباره تأثیر باور و انتظار بر روند بهبود بیماریها شنیدهاید؟ در پزشکی پدیدهای به نام «اثر دارونما» وجود دارد که نشان میدهد انتظار بیمار از مؤثر بودن یک درمان میتواند بر احساس او و شدت برخی علائم بیماری تأثیر بگذارد.
برای مثال، گاهی فرد پس از مصرف قرصی که ماده دارویی فعالی ندارد، احساس بهبودی میکند؛ نه به این دلیل که آن قرص بیماری را درمان کرده، بلکه به دلیل واکنشهایی که انتظار بهبود در بدن و ذهن او ایجاد میکند.
زمانی که لوییز هی دریافت
به بیماری سرطان دچار شده است و در سختترین دوران زندگی خود بعد از یک دوره
شوک به خود آمد تصمیم گرفت مسئولیت شفای خود را بر عهده گیرد
و همه کارهایی که می توانست از تغذیه جسمی و روحی تا مطالعه در زمینه
بیماری خود انجام داد. او می گوید
هر چه برای کمک به فرآیند شفایم می توانستم بیابم خواندم.
و در جایی دیگر می گوید
به هر حال، جراحی نکردم و با پالایش کامل ذهنی و جسمی، شش ماه پس از تشخیص سرطان توانستم رای پزشکی را- که خود پیشاپیش از آن مطلع بودم- در این باره به دست آورم که دیگر کوچک ترین ذره ای از سرطان در بدنم نیست! اکنون از تجربه شخصی خود می دانستم که اگر مشتاق به عوض کردن شیوه ی تفکر و اعتقاد و عمل خود باشیم، بیماری می تواند شفا یابد!
می توانید مقاله زندگی نامه و درمان سرطان لوییز هی را بخوانید
قدرت باور کلنل هارتلند بود که او را قادر ساخت 1009 بار پاسخ نه بشنود تا به آن پاسخ بله ارزشمند برسد و دستور مرغ کنتاکی را که به آن باور داشت به نام خود ثبت کند به یکی از معروفترین انسان های زمان خود تبدیل شود و به ثروتی رویایی دست یابد.
يك حقيقت
« آن چه بدست آورده اید همان چيزي است كه زمانی می پنداشته اید. »
حتی اگر در حرفه خود بسیار ماهر باشید، وقتی خودتان را ضعیف و ناتوان بدانید،
ممکن است از فرصتهای پیشرفت استفاده نکنید یا پیش از آنکه به نتیجه ملموسی
برسید، از تلاش دست بکشید.
در چنین شرایطی، ممکن است فردی با دانش و مهارت کمتر، اما با اعتمادبهنفس
و پشتکار بیشتر، از فرصتی استفاده کند که شما آن را از دست دادهاید.
بخشی از این اتفاق به این دلیل است که باورهای ما بر نحوه دیدن فرصتها،
تصمیمگیریها و رفتارمان اثر میگذارند. حتی ممکن است بیشتر به شواهدی
توجه کنیم که باورهای قبلی ما را تأیید میکنند.
شاید بتوان این موضوع را یکی از توضیحهای واقعبینانه برای بخشی از آنچه
در قانون جذب مطرح میشود دانست؛ با این تفاوت که باور بهتنهایی کافی نیست
و آنچه اهمیت دارد، تأثیری است که باورها بر انتخابها و اقدامات ما
میگذارند.
علی یزدی مقدم
برخی منابع:
رکورد های گینس
رکورد دایانا در هیستوری دات کام