وب سایت آموزشی یاد بگیریادبگیر
  • پرسش و پاسخ
  • تماس با ما
  • آشپزی
  • آموزش اینترنت
  • آموزش زبان انگلیسی
  • آموزش عکاسی
  • بازی فکری و سرگرمی
  • خواندنی ها و سرگرمی
  • دانش و فناوری
  • سلامتی و بهداشت
  • فیلم
  • کسب و کار
  • مقالات صوتی
  • موفقیت و خود سازی
  جستجو در یاد بگیر
عناوین تصادفی در خواندنی ها و سرگرمی
ازدواج بدون شکست ازدواج بدون شکست

ازدواج بدون شکست

داستان باغ عدن داستان باغ عدن

داستان باغ عدن

معرفی گیاه مار و زبان مادر شوهر معرفی گیاه مار و زبان مادر شوهر

معرفی گیاه مار و زبان مادر شوهر

گل های آپارتمانی – درباره گیاه آلوئه ورا بیشتر بدانید گل های آپارتمانی – درباره گیاه آلوئه ورا بیشتر بدانید

گل های آپارتمانی – درباره گیاه آلوئه ورا بیشتر بدانید

شعر انگور نادرپور شعر انگور نادرپور

شعر انگور نادرپور

10 نژاد محبوب خرگوش برای نگهداری این حیوان خانگی 10 نژاد محبوب خرگوش برای نگهداری این حیوان خانگی

10 نژاد محبوب خرگوش برای نگهداری این حیوان خانگی

نبرد رستم در برابر کافور _ داستانی از شاهنامه نبرد رستم در برابر کافور _ داستانی از شاهنامه

نبرد رستم در برابر کافور _ داستانی از شاهنامه

از زبان کوروش بزرگ درباره ی رهبریش بشنوید – قسمت اول از زبان کوروش بزرگ درباره ی رهبریش بشنوید – قسمت اول

از زبان کوروش بزرگ درباره ی رهبریش بشنوید – قسمت اول

بدون جنگ قیمت، پادشاه بازار باشید!

شكار خرس

مردي كه صاحب باغ وحش بزرگي بود در روز افتتاحيه به يك خرس نياز داشت تا مردم را سرگرم  كند. اما براي زنده گرفتن آن كسي را پيدا نكرد و بعد از پرس جو هاي زياد متوجه شد شخصي هست كه در كوهستان زندگي مي كند و به روش هاي عجيب خرس هاي بسياري را شكار كرده است. بنابراين سراغش رفت و از او خواست تا برايش خرسي شكار كند.

خرس

مرد كوهستان قبول كرد و براي گرفتن خرس يك سگ پير ولي تنومند، يك پر، مقداري طناب و يك تفنگ برداشت. صاحب باغ وحش كه اين صحنه را ديد به او گفت من خرس را زنده مي خواهم با اينها كه برداشته اي چگونه مي خواي آن خرس را بگيري؟ مرد كوهستان توضيح داد: اين سگي كه مي بيني بهترين سگ شكاريه او خرس رو دنبال مي كنه و خرس مي ره بالاي درخت من از درخت بالا مي رم و با اين پر اونو قلقلك مي دم خرس دستاشو باز مي كنه و از درخت ميفته پايين بعد شما با اين طناب اونو مي بنديد! و خرس رو زنده مي گيرين. صاحب باغ وحش پرسيد پس اين تفنگ براي چيه؟ مرد كوهستان نگاهي به سگش كرد كه بسته شده بود و آرام و قرار نداشت و گفت تفنگ براي اينكه اگه من از بالاي درخت افتادم پايين شما با اين تفنگ اون سگ رو بزنيد!

ترجمه: علي يزدي مقدم

مطالب مرتبط:

  • سه پسر عزیزم
  • بیرون غذا خوردن
  • لطیفه های منتخب از شبکه های اجتماعی
  • دندان پوسیده!
  • آتش!

 

 

این محتوا اختصاصاً برای یاد بگیر دات کام تهیه شده است. استفاده از آن با ذکر منبع همراه با لینک آن و نام نویسنده یا مترجم مجاز است.
برچسب ها: خنده - طنز - لطیفه

نظر شما چیست؟



صفحه ما را در فیس بوک دنبال کنیدصفحه ما را در اینستاگرام دنبال کنیدصفحه ما را در لینکداین دنبال کنید

تماس با ما | پست الکترونیکی یا email ما :

تمامی حقوق برای یاد بگیر دات کام محفوظ است.