وب سایت آموزشی یاد بگیریادبگیر
  • پرسش و پاسخ
  • تماس با ما
  • آشپزی
  • آموزش اینترنت
  • آموزش زبان انگلیسی
  • آموزش عکاسی
  • بازی فکری و سرگرمی
  • خواندنی ها و سرگرمی
  • دانش و فناوری
  • سلامتی و بهداشت
  • فیلم
  • کسب و کار
  • مقالات صوتی
  • موفقیت و خود سازی
  جستجو در یاد بگیر
عناوین تصادفی در خواندنی ها و سرگرمی
طراحی و ساخت گل خانه طراحی و ساخت گل خانه

طراحی و ساخت گل خانه

ترفندهای آشپزی و نکات خانه داری ترفندهای آشپزی و نکات خانه داری

ترفندهای آشپزی و نکات خانه داری

بیوگرافی استیفن ولفرام بیوگرافی استیفن ولفرام

بیوگرافی استیفن ولفرام

گلهای آپارتمانی_ از گیاه سرخس بیشتر بدانید گلهای آپارتمانی_ از گیاه سرخس بیشتر بدانید

گلهای آپارتمانی_ از گیاه سرخس بیشتر بدانید

سفرنامه جزیره بالي سفرنامه جزیره بالي

سفرنامه جزیره بالي

پادشاهی هوشنگ و تهمورس – داستانی از شاهنامه پادشاهی هوشنگ و تهمورس – داستانی از شاهنامه

پادشاهی هوشنگ و تهمورس – داستانی از شاهنامه

گیاهان آپارتمانی-درباره گل آزالیا بیشتر بدانید گیاهان آپارتمانی-درباره گل آزالیا بیشتر بدانید

گیاهان آپارتمانی-درباره گل آزالیا بیشتر بدانید

سفرنامه کارلسروهه سفرنامه کارلسروهه

سفرنامه کارلسروهه

بدون جنگ قیمت، پادشاه بازار باشید!

دو عامل پیروزی اسکندر- حکایاتی از حکیم سعدی

دو عامل پيروزى اسكندر

از اسكندر رومى (شاه معروف يونانى كه در سالهاى 323 تا 336 قبل از ميلاد بر جهان حكومت مى كرد و بسيارى از كشورها را فتح نمود) پرسيدند: چگونه كشورهاى شرق و غرب را گرفتى و فتح كردى؟ با اينكه شاهان پيشين نسبت به تو ثروت و عمر و لشگر بيشترى داشتند، ولى نتوانستند مانند تو پيشروى كنند؟

حکایتی از سعدی

اسكندر در پاسخ گفت: به يارى خداوند متعال به هر كشورى كه دست يافتم، به مردمش ستم نكردم و نام بزرگان را به بدى ياد ننمودم.

بزرگش نخواند اهل خرد که نام بزرگان به زشتی برد
پاسخ عبرت انگیز انوشیروان

شخصى نزد انوشيروان (شاه معروف ساسانى) آمد و گفت: مژده باد به تو كه خداوند فلان دشمن تو را از ميان برداشت و هلاك كرد.
انوشيروان به او گفت: اگر خدا او را از ميان برد، آيا مرا باقى مى گذارد؟

اگر بمرد عدو جاى شادمانى نيست كه زندگانى ما نيز جاودانى نيست
 پند لقمان حكيم

كاروانى تجارتى از سرزمين يونان عبور مى كرد و همراهشان كالاهاى گرانبها و بسيارى بود. راهزنان غارتگر به آن ها حمله كردند و همه اموال كاروانيان را غارت نمودند. بازرگان به گريه و زارى افتادند و خدا و پيامبرش را واسطه قرار دادند تا راهزنان به آن ها رحم كنند، ولى راهزنان به گريه و زارى آن ها اعتنا ننمودند.

چو پیروز شد دزد تیره روان چه غم دارد از گریه کاروان

لقمان حكيم در ميان آن كاروان بود. يكى از افراد كاروان به او گفت: اين راهزنان را موعظه و نصيحت كن، بلكه مقدارى از اموال ما را به ما پس دهند، زيرا حيف است كه آن همه كالا تباه گردد.
لقمان گفت : سخنان حكيمانه به ايشان گفتن حيف است.

آهنی را که موریانه بخورد نتوان برد از او به صیقل زنگ
به سیه دل چه سود خواندن وعظ نرود میخ آهنین بر سنگ

سپس گفت: جرم از طرف ما است. ما گنهكاريم كه اكنون گرفتار كيفر آن شده ايم. اگر اين بازرگانان پولدار، كمك به بينوايان مى كردند، بلا از آن ها رفع مى شد.

به روزگار سلامت، شکستگان دریاب که جبر خاطر مسکین، بلا بگرداند
چو سائل از تو به زاری طلب کند چیزی بده و گرنه ستمگر به زور بستاند

مطالب مرتبط:

  • نتیجه نیکوکارى – حکایتی از حکیم سعدی
  • وارسته شدن وزير بركنار شده
  • آنكس كه مصيبت ديد قدر عاقيت مي داند
  • خوابيدن بهتر از عبادت و سخن چيني
این محتوا اختصاصاً برای یاد بگیر دات کام تهیه شده است. استفاده از آن با ذکر منبع همراه با لینک آن و نام نویسنده یا مترجم مجاز است.
برچسب ها: حکایت سعدی

نظر شما چیست؟



صفحه ما را در فیس بوک دنبال کنیدصفحه ما را در اینستاگرام دنبال کنیدصفحه ما را در لینکداین دنبال کنید

تماس با ما | پست الکترونیکی یا email ما :

تمامی حقوق برای یاد بگیر دات کام محفوظ است.