دو عامل پيروزى اسكندر
از اسكندر رومى (شاه معروف يونانى كه در سالهاى 323 تا 336 قبل از ميلاد بر جهان حكومت مى كرد و بسيارى از كشورها را فتح نمود) پرسيدند: چگونه كشورهاى شرق و غرب را گرفتى و فتح كردى؟ با اينكه شاهان پيشين نسبت به تو ثروت و عمر و لشگر بيشترى داشتند، ولى نتوانستند مانند تو پيشروى كنند؟

اسكندر در پاسخ گفت: به يارى خداوند متعال به هر كشورى كه دست يافتم، به مردمش ستم نكردم و نام بزرگان را به بدى ياد ننمودم.
| بزرگش نخواند اهل خرد | که نام بزرگان به زشتی برد |
پاسخ عبرت انگیز انوشیروان
شخصى نزد انوشيروان (شاه معروف ساسانى) آمد و گفت: مژده باد به تو كه خداوند فلان دشمن تو را از ميان برداشت و هلاك كرد.
انوشيروان به او گفت: اگر خدا او را از ميان برد، آيا مرا باقى مى گذارد؟
| اگر بمرد عدو جاى شادمانى نيست | كه زندگانى ما نيز جاودانى نيست |
پند لقمان حكيم
كاروانى تجارتى از سرزمين يونان عبور مى كرد و همراهشان كالاهاى گرانبها و بسيارى بود. راهزنان غارتگر به آن ها حمله كردند و همه اموال كاروانيان را غارت نمودند. بازرگان به گريه و زارى افتادند و خدا و پيامبرش را واسطه قرار دادند تا راهزنان به آن ها رحم كنند، ولى راهزنان به گريه و زارى آن ها اعتنا ننمودند.
| چو پیروز شد دزد تیره روان | چه غم دارد از گریه کاروان |
لقمان حكيم در ميان آن كاروان بود. يكى از افراد كاروان به او گفت: اين راهزنان را موعظه و نصيحت كن، بلكه مقدارى از اموال ما را به ما پس دهند، زيرا حيف است كه آن همه كالا تباه گردد.
لقمان گفت : سخنان حكيمانه به ايشان گفتن حيف است.
| آهنی را که موریانه بخورد | نتوان برد از او به صیقل زنگ |
| به سیه دل چه سود خواندن وعظ | نرود میخ آهنین بر سنگ |
سپس گفت: جرم از طرف ما است. ما گنهكاريم كه اكنون گرفتار كيفر آن شده ايم. اگر اين بازرگانان پولدار، كمك به بينوايان مى كردند، بلا از آن ها رفع مى شد.
| به روزگار سلامت، شکستگان دریاب | که جبر خاطر مسکین، بلا بگرداند |
| چو سائل از تو به زاری طلب کند چیزی | بده و گرنه ستمگر به زور بستاند |
مطالب مرتبط:
- نتیجه نیکوکارى – حکایتی از حکیم سعدی
- وارسته شدن وزير بركنار شده
- آنكس كه مصيبت ديد قدر عاقيت مي داند
- خوابيدن بهتر از عبادت و سخن چيني








