• ارسال کننده: میترا نامجو
  • تاریخ انتشار: ۱۳۹۶ / ۱۰ / ۰۶

برترین فیلم های سال ۲۰۱۷

این نوشته مروری است بر دوازده فیلم مطرح سال گذشته که در جشنواره های جهانی و سینماهای اروپا اکران شده اند.

سوی دیگر امید(The Other Side of Hope)/آکی کوریسماکی

فیلم دیگری باز با مضمون مهاجران که این بار اما سرشار از امید و دوستی است و شفقت؛ حکایت غریب آدم هایی که هیچ ربطی به جهان اطراف ما ندارند و مستقیم برگرفته شده اند از شخصیت خود فیلمسازی که شبیه هیچ کس دیگر نیست. کوریسماکی فنلاندی این بار هم با استادی جهان ویژه خود را بنا می کند تا به همه چیزهای تثبیت شده جهان پشت پا بزند و در جهانی پر از خشونت و تلخی، سوی دیگر امید را در معرض دید ما قرار دهد.

برترین فیلم های سال ۲۰۱۷

یک موجود مهربان(A Gentle Creature) / سرگئی لوزنیتسا

فیلمی که در بخش مسابقه جشنواره کن امسال نمایش داده شد اما کمتر از ارزش هایش قدر دید. سفر اودیسه وار یک زن که از شوهر در زندان مانده اش بی خبر می ماند و به دنبال او می رود؛ نگاهی رئالیستی به فضای بسته روسیه که با نگاهی سوررئال ترکیب می شود و به شعر غریبی می ماند که چندان در قید و بند ارضای تماشاگر عام- یا حتی خاصش- نیست و بیشتر با نماهای طولانی حساب شده ادای دینی است به نقاشانی چون پیتر بروگل و گویا؛ با یک صحنه خواب نهایی حیرت انگیز که به طرز غریبی با واقعیت پیوند می خورد و عصاره فیلم را جان می بخشد.

فیلم یک موجود مهربان(A Gentle Creature) / سرگئی لوزنیتسا

در جسم و روح(On Body and Soul)/ایلدیکو انیدی

برنده جایزه اصلی جشنواره برلین که در حال و هوایی اندکی شبیه به فیلم های کوریسماکی، حکایت آدم هایی تنهایی را روایت می کند که به هم پیوند می خورند و عشق، واژه ای غریب و دور، با جسم و روح شخصیت هایی گره می خورد که به نظر فرسنگ ها از آن فاصله دارند. دوربین نظاره گر فیلمساز، قصد ندارد قهرمان هایش را باورپذیر جلوه دهد و ما را در احوال آنها شریک کند؛ برعکس با فاصله می ایستد و ما را به تماشای غرابتی دعوت می کند که بی نهایت زیباست.

مربع(The Square) /روبن اوستلاند

برنده نخل طلای جشنواره کن امسال، که پس از سال ها اهدای این جایزه به فیلم های شعاری و باب روز، به حق بود؛ داستان مدیر یک موزه هنرهای معاصر که از یک اثر هنری که یک مربع ترسیم شده به مثابه یک میدان است، رونمایی می کند. فیلم با طنزی ویژه کشورهای اسکاندیناوی (یادآور فیلم های روی اندرسون) مفهوم هنر را به هجو می کشد و رفته رفته با نمایش اختلاف طبقاتی، تمام تعاریف از پیش تعیین شده تماشاگر درباره زندگی معاصر را به چالش می کشد و به زیر سوال می برد.

برنده نخل طلای جشنواره کن

فاکس تروت(Foxtrot)/ ساموئل موئز

فیلمی به شدت ضد جنگ که در سه بخش مجزا مفهوم جنگ- و مرگ- را می کاود و به طرز شگفت انگیزی هر سه بخش در یک نقطه زیبا به هم پیوند می خورند. بخش اول- رسیدن خبر مرگ یک سرباز اسرائیلی به خانواده اش- اوج قدرت فیلمساز را به نمایش می گذارد که می تواند درونی ترین احساسات شخصیت ها را با تماشاگر قسمت کند و این توانایی را دارد که خیلی زود هر چه بنا کرده را ویران کند و به هجو بکشد.

بیشتر(Daha /More)/اونور سایلک

این فیلم سینمای ترکیه که در بخش مسابقه جشنواره کارلووی واری، چندان قدر ندید، حکایت تلخ و تکان دهنده ای است درباره یک موضوع روز- قاچاق پناهجویان از ترکیه به اروپا- که از موضوع باب روزش بسیار فراتر می رود و به کندو کاوی دقیق در مفهوم قدرت و روانشناسی آن می رسد؛ درباره یک پسر چهارده ساله که به همراه پدرش مهاجران را در یک زیرزمین نگه می دارند تا در موقع مناسب آنها را منتقل کنند، اما خشونت پدر و سوء استفاده او از مهاجرانی که غالباً از جنگ گریخته اند، به پسر به ارث می رسد و فیلم- زمانی که به نظر می رسد یک عشق این پسر نوجوان را از پرتگاه قدرت طلبی و خشونت خواهد رهاند- به تاریک ترین نقطه اش می رسد و تماشاگر را در سیاهی و تباهی مطلق غرق می کند؛ به تعبیری شاید آزارنده و به تعبیری دیگر تکان دهنده و شگفت انگیز.

بی عشق(Loveless)/آندره ی زویاگینستف

زویاگینستف بعد از جهان اسطوره ای “لویاتان”- که به شدت به جامعه امروز روسیه هم مربوط بود- این بار در ظاهر فیلم اجتماعی تری را عرضه کرده که داستان ساده ای هم دارد: زن و مردی می خواهند از هم جدا شوند و هیچ کدام حاضر نیستند حضانت بچه شان را بپذیرند؛ نقبی به تلخی و سیاهی جهان معاصر که این بار هم فیلمسازش را در خلق جهانی آپوکالیپتیک موفق نشان می دهد و یادآوری می کند که آخرالزمان همین امروز است؛ همین جاست کنار ما، در دل زندگی شهری معاصر.

فیلم اجتماعی برتر 2017

مادر! (Mother!) دارن آرونوفسکی

فیلمی که در جشنواره ونیز هو شد؛ اما تجربه درخشانی است در روایت قصه ای اسطوره ای درباره آدم و حوا و تولد مسیح که همه چیز در داستان تریلرش- برای مرد و زنی در یک خانه دورافتاده مهمان هایی می رسد که همه چیز را به هم می ریزند؛ خیلی ها به “بچه روزمری” پولانسکی اشاره دارند، برای من اما یادآور “ویریدیانا” و لوئیس بونوئل- از مفاهیم اولیه اش فراتر می رود و بعدی استعاری می یابد و به فیلمساز این امکان را می دهد تا تاریخ جهان – و تکرار سیزیف وار آن را- مرور کند تا در سکانس های سوررئال نهایی تانک را وارد یک خانه بسته و محدود کند تا تمثیلی باشد از دنیای کوچک ما که جنگ هایش همین قدر سوررئال و تلخ هستند و همین اندازه خارج از ظرفیت بشر.

مهمانی(The Party)/سالی پاتر

فیلمی به شدت انگلیسی که قطعاً در ترجمه (زیرنویس یا دوبله) از دست می رود؛ بازی های حیرت انگیز کلامی و شوخی های مختص به فرهنگ بریتانیا که در یک فضای بسته با کارگردانی و بازی های درخشان و فضای سیاه و سفید جذاب، تماشاگر را به مهمانی ای دعوت می کند که به قول خود فیلمساز تراژیک است؛ کند و کاوی در وجه روانی شخصیت ها و در عین حال جامعه بریتانیا از دنیای سیاست تا روابط اجتماعی؛ و هجو همه آنها در بهترین شکل.

معرفی برترین فیلم های سال 2017

سرزمین شیرین(Sweet Country)/واریک تورنتون

برنده جایزه بهترین فیلم آسیا- پاسیفیک که وسترنی است مدرن- و تلخ- از فیلمساز استرالیایی درباره نژادپرستی که با وام گرفتن از سینمای استادان وسترن، میزانسن های فراموش نشدنی ای خلق می کند که در فیلمی به غایت متکی به تصویر، داستان چند خطی اش را- درباره بومی هایی که شادی تحت لوای قانون قرار گرفتن شان به خون می غلتد- به زیبایی پیش می برد و با پایانی غافلگیر کننده برای مدت ها ذهن مخاطبش را درگیر می کند.

سه بیلبورد بیرون ابینگ میسوری(Three Billboards Outside Ebbing, Missouri)/مارتین مک دونا

یکی از محبوب ترین فیلم های سال که در جشنواره های ونیز و تورنتو درخشید، ساخته فیلمسازی که ید طولایی هم در نمایشنامه نویسی دارد و این جا در تجربه ای متفاوت از فیلم های دیگرش (نظیر فیلم دیدنی “در بروژ”)، داستانی به شدت آمریکایی را در فضایی مختص این کشور روایت می کند، درباره مادری که علیه کم کاری پلیس برای پیدا کردن متجاوزان و قاتلان دخترش، سه بیلبورد متروک بیرون این شهر کوچک را اجاره می کند؛ فیلمی که شبیه هیچ فیلم دیگری نیست و به راحتی تماشاگر را درون دنیایی می برد که مشابه اش را به خاطر ندارد؛ با تلخی ها- و گاه سرخوشی ها- ی زندگی که با جان و روح شخصیت ها آمیخته اند.

جشنواره کن 2017

شکل آب (The Shape of Water)/گیلرمو دل تورو

نمایش غلبه خیال بر واقعیت؛ جاری شدن جریان سیال ذهن که به راحتی غیرقابل باورترین داستان- عاشق شدن یک دختر بر یک هیولا- را باورپذیر می کند و جهان را دوباره از نو- از صفر- بنا می کند؛ با سود جستن از قصه های عامیانه و جن و پری و توانایی خارق العاده دل توروی مکزیکی در خلق دنیای خاص خودش که امضای ویژه اش را در فیلم هایی چون “هزارتوی پن” به خاطر می آورد.

 

 

 

 



 

به اشتراک بگذارید :       فیس بوک کلوب

 

برچسب ها:
این مقاله اختصاصاً برای یاد بگیر دات کام تهیه شده است استفاده از آن با ذکر منبع همراه با لینک آن و نام نویسنده یا مترجم مجاز است

 

در یاد بگیر دات کام مشترک شوید و آخرین مطالب و مقالات را در ایمیل خود دریافت نمایید
برای عضویت، ایمیل خود را وارد کرده و بروی اشتراک کلیک کنید

نظر شما چیست؟

پرسش های خود را در بخش پرسش و پاسخ مطرح کنید

کد امنیتی * محدودیت زمانی مجاز به پایان رسید. لطفا کد امنیتی را دوباره تکمیل کنید.



تبلیغات اینترنتی در یاد بگیر دات کام

بسته های تبلیغاتی ارزان قیمت

 
بستن تبلیغات

Useful Websites Directory

طراحی سایت
تور کیش
تور سنگاپور



صفحه ما را در فیس بوک دنبال کنید صفحه ما را در توییتر دنبال کنید صفحه ما را در گوگل پلاس دنبال کنید صفحه ما را در  تلگرام دنبال کنید صفحه ما را در  اینستاگرام دنبال کنید صفحه ما را در لینکداین دنبال کنید