اگر فکر میکنید برای ثروتمند شدن باید یک نابغه باشید که چیزی کاملاً جدید اختراع کند، این مقاله نظرتان را عوض میکند. بسیاری از میلیاردرهای خودساخته، دانشمند یا مخترع نبودهاند. آنها یک توانایی کلیدی داشتهاند: نوآوری؛ یعنی گرفتن چیزی که از قبل وجود دارد و بهتر کردنش.
خبر خوب این است که: این مهارت را هر کسی میتواند یاد بگیرد، از جمله شما.
اما چگونه؟
چه تفاوتی بین نوآوری و اختراع وجود دارد؟
مخترعین انسانهای ارزشمندی هستند، اما مسیر آنها معمولاً پرهزینه زمان بر و پرریسک است: سالها تحقیق، آزمایشهای پیدرپی، ساخت نمونههای اولیه، و در نهایت باید در جستوجوی سرمایهگذار باشند. حتی وقتی به نتیجه میرسند، اغلب قراردادهای سودمندی نمیبندند و سهم کمی از ثروتی که خلق کردهاند نصیبشان میشود.
در مقابل، نوآورها مسیر متفاوتی میروند: بهجای اختراع چرخ، کاری میکنند چرخ بهتر بچرخد، سبکتر شود یا راحتتر استفاده شود. برای این کار لازم نیست همهچیز را بدانید؛ فقط باید بدانید مردم به چه چیزی نیاز دارند.
نوآوری دقیقاً چیست؟
نوآوری، خلق ارزش جدید یا رسیدن به ارزش از راهی جدید است.
نوآوری یعنی «خلق ارزش جدید» یا «رسیدن به ارزش از راهی جدید». نکتهی مهم اینجاست:
نوآوری دربارهی چیزی که شما دوستش دارید نیست؛ دربارهی رفع نیاز واقعی مشتری است.
اشتباه متداول بسیاری از صاحبان کسبوکار این است که تلاش میکنند علایق و سلیقههای خود را به مشتریان تحمیل کنند. اما مشتری به شما و علاقهمندیهای شما اهمیت نمیدهد؛ او به دنبال حل مشکل خودش است. شاید نوآوری شما بسیار جذاب باشد، اما اگر برای مشتری منفعتی نداشته باشد، مشکل مهمی از او را حل نکند یا جذابیتی برایش نداشته باشد، چه دلیلی دارد پولی را که به سختی به دست آورده است به شما بدهد؟
همسر یکی از میلیونرهای معروف دربارهی شوهرش گفته بود که او در حقیقت چیزی را که از قبل وجود دارد میگیرد و آن را طوری جلوه میدهد که همه عاشقش شوند. این دقیقاً همان کاری است که بسیاری از مردان موفق در کسبوکار انجام میدهند:
بستهبندی بهتر گاهی بهتنهایی میتواند فروش را بهطرز حیرتآوری افزایش دهد. این موضوع حتی شامل نحوهی معرفی و ارائهی محصول هم میشود.
ترکیب دو یا چند اختراع موجود میتواند محصولی کاملاً تازه به بازار بدهد که مشکلی واقعی را حل میکند.
قرض گرفتن ایده از یک صنعت دیگر میتواند محصول شما را دقیقاً متناسب با نیاز مشتری بهینه کند. استراتژیستهای باتجربهی کسبوکار نیز از این روش استفاده میکنند تا با کمترین ریسک، بیشترین سود را به دست آورند.
لازم نیست چیزی را که قبلاً اختراع شده، از نو اختراع کنید. ابتدا به دنبال یک مشکل یا درد بگردید و سپس با توجه به فناوریها، دانش یا تجربیاتی که گاهی حتی در حوزهای کاملاً بیربط وجود دارند، ببینید چگونه میتوانید آن مشکل را به سادهترین و بهترین شکل برطرف کنید.
هرچه درد و مشکل مشتری بزرگتر باشد، پتانسیل درآمدزایی آن نیز بیشتر است.
داستان های میلیارد دلاری!
هالیوود سالهاست از یک ایدهی اولیه بارها و بارها درآمد میلیارد دلاری میسازد. مجموعهی جنگ ستارگان از دههی ۱۹۷۰ میلادی تا امروز بارها جهان داستانی و شخصیتهای خود را در قالب فیلمها و محصولات تازه عرضه کرده است. همین الگو را در مجموعههایی مانند سریع و خشن یا ارباب حلقهها هم میبینیم: یک ایده و دنیای آشنا، بارها با روایت، شخصیتها و ارائهای تازه به مخاطب عرضه میشود.
دستمال توالت، بستنی یا ساندویچ؟
یک بستهبندی مبتکرانه
بعد از اینکه بستنی ساخته شد، شاید چند صد سال طول کشید تا بستنی قیفی وارد بازار شود. بستنی قیفی خیلی زود، بهخصوص در میان کودکان، به یکی از محبوبترین انواع بستنی تبدیل شد. یک محصول قدیمی، با بستهبندی جدید و نوآوری در نحوه ارائه، میتواند به محبوبیتی جهانی برسد. حتی صدای شکستن نان بستنی و ترکیب آن با طعم آن در دهان، تجربهای متفاوت برای مشتری ایجاد میکند. نمونه های دیگری از این نو ابتکار را می توان در هات چاکلت یا ایس پک مشاهده کرد.
در حضور مشتری برای اطمینان خاطر
تجربه دوستم را برایتان میگویم. او اکنون یکی از تولیدکنندگان موفق روغنهای طبیعی، گیاهی و ارگانیک است. سالها قبل، من مقداری روغن کنجد سفارش دادم و برایم به محل کار ارسال شد. وقتی به خانه میرفتیم، او روغنها را دید و با تعجب پرسید این همه هزینه ارسال از راه دور برای چیست؟ در پاسخ به او گفتم:
«به فروشنده اطمینان دارم و میدانم روغنهای وارداتی بیکیفیت را با آن مخلوط نمیکند.»
سالها بعد، وقتی او کارگاه روغنگیری خود را راه انداخته بود و بسیار هم موفق شده بود، برایم تعریف کرد که آن روز با خودش فکر کرده بود: اگر من حاضر هستم برای یک محصول ارگانیک هزینه ارسال بدهم و آن را کرانتر بخرم، حتماً افراد دیگری هم هستند که حاضرند هزینه بیشتری بپردازند تا از کیفیت و اصل بودن روغن مطمئن شوند.
او برای ایجاد این اطمینان، روغنگیری را در حضور مشتری انجام داد؛ درست مانند بعضی کبابیها که گوشت را جلوی چشم مشتری چرخ میکنند تا مشتری مطمئن شود گوشت مرغوبی در کباب استفاده میشود.
او با پیدا کردن نقطهدرد مشتری و کمی خلاقیت توانست یک نیاز ساده را به فرصتی برای کسبوکاری جدید تبدیل کند. رعایت بهداشت، توجه به سلیقه مشتری و استفاده از مشاوره متخصصان نیز به رشد کسبوکارش کمک کرد و امروز محصولاتش را به سراسر ایران ارسال میکند.
یک ترکیب ساده اما انفجاری
نان و گوشت را خیلیها از قبل با هم میخوردند، اما مدتها طول کشید تا کسی این دو را در قالبی ساده و قابلحمل، یعنی ساندویچ، به یک محصول تبدیل کند و از فروش آن درآمد خوبی به دست آورد. نوآوری همیشه به معنای ساختن چیزی کاملاً جدید نیست؛ گاهی کافی است چیزهایی را که از قبل وجود دارند، به شکلی کاربردیتر در کنار هم قرار دهید.
رفع یک نیاز روزمره
توالت سالها قبل اختراع شده بود، اما مدتها طول کشید تا دستمال توالت وارد بازار شود. محصولی ساده و روزمره که نیاز بهداشتی مشخصی را برطرف میکرد، بهسرعت مورد استفاده گسترده قرار گرفت و به محصولی ضروری در خانهها تبدیل شد.
نقطه مشترک همه این مثالها روشن است: هیچکس مجبور نبود چیزی را از صفر اختراع کند. کافی بود کسی یک نیاز، یک مشکل یا حتی یک فرصت پنهان را ببیند و راهی سادهتر و بهتر برای پاسخ دادن به آن پیدا کند.
نقطهی مشترک این نوآوری ها در چیست؟ هیچکدام اختراع جدیدی نبودند؛ فقط کسی نیاز پنهانِ مردم را دید و راهی ساده برای رفع آن پیدا کرد.
چطور نوآوری را در حرفه خودم به کار ببرم؟
برای شروع نوآوری در کسبوکار یا ایدهی خودتان، این سه سؤال را از خودتان بپرسید:
چه چیزی از قبل وجود دارد که مردم دوستش دارند اما استفاده از آن سخت، گران یا ناقص است؟ یا شاید دیگر آن جلوه گذشته را ندارد چگونه آنرا متفاوت عرضه کنم؟
چطور میتوانم آن را سادهتر، ارزانتر یا لذتبخشتر کنم؟
کدام صنعت دیگر ایدهای دارد که با کمی تغییر، دقیقاً نیاز مشتری من را برطرف کند؟
هرچه افراد و تخصصهای بیشتری را وارد این مسیر کنید، سرعت رسیدن به نتیجه و احتمال موفقیت شما بیشتر میشود.
بنابراین:
برای ثروتمند شدن، نیازی به یک ایدهی کاملاً بکر نیست. کافیست دقیقتر از دیگران نیاز مردم را ببینید و راهی سادهتر، بهتر یا لذتبخشتر برای رفع آن پیدا کنید. شاید فرصت بعدی برای خلق ثروت، چیزی کاملاً جدید نباشد؛ شاید چیزی باشد که همین امروز جلوی چشم شماست.
علی یـزدی مقدم



