• ارسال کننده: زهرا صانعی
  • تاریخ انتشار: 2017 / 05 / 22

فایل صوتی داستان کوتاه درسی از تابستان

نسخه متنی

داستان کوتاه

بعد از تمام شدن امتحانات سال دوم دبیرستان در یک تابستان گرم در مزرعه ای شروع به کار کردم. کار من در آن مزرعه درو کردن محصول بود. البته باید بگویم که فقط سعی می کردم این کار را انجام دهم ولی حاصل کار رضایت بخش نبود چون کار درو به عهده یک شرکت بزرگ بود و درو کردن با یک ماشین دروی غول پیکر انجام می شد. آن روز بعدازظهر اصلاً دوست داشتنی نبود و من به کندی در کنار کسی کار می کردم که مهارت زیادی داشت و با سرعت چند برابر من کار می کرد. احساس ناتوانی می کردم گویی در جنگی گیر کرده بودم و روی یک تانک غول پیکر از این سو به آن سو کشانده می شدم.

داستان کوتاه-درسی از تابستان

فایل صوتی داستان کوتاه درسی از تابستان

این محتوا اختصاصاً برای یاد بگیر دات کام تهیه شده است استفاده از آن با ذکر منبع همراه با لینک آن و نام نویسنده یا مترجم مجاز است



برچسب ها:

 

در یاد بگیر دات کام مشترک شوید و آخرین مطالب را در ایمیل خود دریافت نمایید

نظر شما چیست؟

پرسش های خود را در بخش پرسش و پاسخ مطرح کنید

کد امنیتی * محدودیت زمانی مجاز به پایان رسید. لطفا کد امنیتی را دوباره تکمیل کنید.



تبلیغات اینترنتی در یاد بگیر دات کام

بسته های تبلیغاتی ارزان قیمت

 
بستن تبلیغات

طراحی سایت



صفحه ما را در فیس بوک دنبال کنید صفحه ما را در توییتر دنبال کنید صفحه ما را در  اینستاگرام دنبال کنید صفحه ما را در لینکداین دنبال کنید