هاشم ناصری گلمکانی فرزند استاد باقر نجار در سوم تیرماه 1319 به دنیا آمد. تا سال چهارم ابتدایی در دبستان کیهان گلمکان بود سپس به مشهد رفت و لیسانس خود را در رشته فرهنگ و تمدن اسلامی از دانشگاه فردوسی مشهد اخذ کرد.
دوازده سال در روزنامه و چاپخانه خراسان مشغول به کار بود و از سال 1346 تا 1373 در وزارت پست و تلگراف کار می کرد، همین طور مسئول آموزش در دبیرستان پست و آموزشکده فنی و خدمات پستی بود. ناصری عاشق انجمن ادبی بود و کار ادبی خود را از محفل استاد فرخ شروع کرد و در ادامه از محفل استاد قهرمان بهره برد.
معلم نامه
| دلم خواهد شوم یار معلم | بگیرم بهره از کار معلم |
| معلم در صف پیغمبران است | خدا باشد نگهدار معلم |
| شود روشن چراغ زندگانی | به گفتار و به کردار معلم |
| نمی گنجد به گفتار من امشب | تب کردار و پندار معلم |
| فرا گیرم به شوق و ذوق وافر | مسائل را به تکرار معلم |
| روان در قالب تن زنده باشد | به لطف و مهر و ایثار معلم |
| اگر از این و آن آزار دیدم | ندیدم هیچ آزار معلم |
| عدوی عاشقان علم و دانش | ز پا افتد ز پیکار معلم |
| برو ای طالب ایمان و دانش | چو من هر شب بدیدار معلم |
| بچیند کودک فرزانه دل | گل خوشبو زگلزار معلم |
| طراوت زا شود همچون بهاران | چو دل باشد پرستار معلم |
| گلستان ادب سبز است و خرم | ز سعی و رنج بسیار معلم |
| شب است و شاعر غمهای هستی | شود از مهر غمخوار معلم |
| بگیرد بهره هر دانش پژوهی | ز طبع پاک و سرشار معلم |
| دل آگاه می سوزد دمادم | به حال چشم خونبار معلم |
| خداوندا به حق صبح روشن | بسر آید شب تار معلم |
| ببوسد طفل مشتاق دل من | لب لعل گهر بار معلم |
| دلم می خواهد از یزدان که دایم | بماند گرم بازار معلم |
| بگیرد ناصری گلمکانی | چراغ ره ز گفتار معلم |
الفبای آموزگار
| چو مستیم و شیدای آموزگار | زلال است صهبای آموزگار |
| شکوفا شود طبع پیر و جوان | از این طبع برنای آموزگار |
| نبیند ضرر هیچ آزاده ای | چو آید به سودای آموزگار |
| به یزدان قسم در مقام بلند | نگیرد کسی جای آموزگار |
| نباشد تزلزل ز شام سیه | به اندیشه و رای آموزگار |
| نخواهد کسی از صغیر و کبیر | خلد خار در پای آموزگار |
| به دل می نشیند مرا روز و شب | سخنهای زیبای آموزگار |
| هوا دار مهر و شکیبائی ام | چو طفل شکیبای آموزگار |
| گل نسترن را ببر هدیه کن | به پاداش غمهای آموزگار |
| قسم میخورم در حریم ادب | به ساغر به مینای آموزگار |
| می معرفت را مهیا کنم | بنوشم به فتوای آموزگار |
| چو با ناله نی بنالی مگو | ننالد دل و نای آموزگار |
| بجز دانش و علم و روشنگری | چه باشد الفبای آموزگار |
| دگرگون شد احوال دل ناصری | به دست توانای آموزگار |
تنظیم: سمیه مظفری
این محتوا اختصاصاً برای یاد بگیر دات کام تهیه شده است. استفاده از آن با ذکر منبع همراه با لینک آن و نام نویسنده یا مترجم مجاز است.
برچسب ها: شعر








