وب سایت آموزشی یاد بگیریادبگیر
  • پرسش و پاسخ
  • تماس با ما
  • آشپزی
  • آموزش اینترنت
  • آموزش زبان انگلیسی
  • آموزش عکاسی
  • بازی فکری و سرگرمی
  • خواندنی ها و سرگرمی
  • دانش و فناوری
  • سلامتی و بهداشت
  • فیلم
  • کسب و کار
  • مقالات صوتی
  • موفقیت و خود سازی
  جستجو در یاد بگیر
عناوین تصادفی در خواندنی ها و سرگرمی
سفرنامه ارمنستان سفرنامه ارمنستان

سفرنامه ارمنستان

جذابیت های برزیل جذابیت های برزیل

جذابیت های برزیل

آشنایی با شرایط نگهداری قناری آشنایی با شرایط نگهداری قناری

آشنایی با شرایط نگهداری قناری

آموزش روش ضرب سریع عدد در 5 آموزش روش ضرب سریع عدد در 5

آموزش روش ضرب سریع عدد در 5

مناسب ترین لباس ها برای زنان بلند قد مناسب ترین لباس ها برای زنان بلند قد

مناسب ترین لباس ها برای زنان بلند قد

ابتکاری در کاهش دورریز لیوان‌های یک‌بار مصرف ابتکاری در کاهش دورریز لیوان‌های یک‌بار مصرف

ابتکاری در کاهش دورریز لیوان‌های یک‌بار مصرف

معرفی سگ با نژاد دوبرمن پینچر معرفی سگ با نژاد دوبرمن پینچر

معرفی سگ با نژاد دوبرمن پینچر

داستان سیاوش، فرنگیس و جریره_ داستانی از شاهنامه داستان سیاوش، فرنگیس و جریره_ داستانی از شاهنامه

داستان سیاوش، فرنگیس و جریره_ داستانی از شاهنامه

بدون جنگ قیمت، پادشاه بازار باشید!

گزیده شعرهایی از کتاب “دوزخ، اما سرد”

می دمد شبگیر فروردین و بیدارم.

باز شبگیری دگر، وز سال دیگر، باز.

باز یک آغاز…

گزیده اشعار اخوان ثالث

ای کوچه روبه رو، با دریچه سلام،

می دانم که تو نیز فراموش نمی توانی کرد

گردش در آن راه های روستایی و روزهای آفتابی را

که ما سایه هامان را با خود نمی آوردیم.

بر تو سلام!

آهای! با توام، دریچه بیدار!

از کوچه همیشه ترین هرگز و هنوز،

آهای!… با تو… می شنوی؟ باز هم سلام!

 

آب زلال و برگ گل بر آب

ماند به مه در برکه مهتاب

وین هر دو چون لبخند او در خواب.

 

گل از خوبی به مه گویند ماند، ماه با خورشید،

تو آن ابری که عطر سایه ات، چون سایه عطرت

تواند هم گل و هم ماه هم خورشید را پوشید.

 

اولین دیدار ما بود آن و شاید آخرین دیدار؟

ما در آن غربت به هم نزدیک تر یاران.

یاد عطر آگین آن افسانه گون لحظه

نور باران باد و گل باران!

گشته در رویش نگاهم محو،

مانده در چشمم نگاهش مات.

باز هم او را توانم دید؟

آه! کی دیگر؟ کجا؟ هیهات!

 

به دیدارم بیا هر شب،

در این تنهایی تنها و تاریک خدا مانند،

دلم تنگ است.

بیا ای روشن، ای روشن تر از لبخند.

شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهی ها.

دلم تنگ است.

شب افتاده ست و من تنها و تاریکم.

و در ایوان و در تالاب من دیری ست در خوابند،

پرستوها و ماهی ها و آن نیلوفر آبی.

یا ای مهربان با من!

بیا ای یاد مهتابی!

 

هستی آفرین که هنر کرد، از تو خلق نوع بشر کرد،

خاک را رتبه چو زر کرد، خود نگفته ای تو زرم کن.

ای درخت تیرگی، ای شب، پرشکوفه و گل کوکب،

قطع خویش را چو زر و سیم، روشن اره و تبرم کن.

باز هم شبی سپری شد، وقت نغمه سحری شد

خیز امید و نای و نوا ساز، با ترانه سحرم کن.

 

مردم! ای مردم،

من همیشه یادم است این، یادتان باشد.

نیم شب ها و سحرها، این خروس پیر،

می خروشد، با خراش سینه می خواند.

گوش ها گر با خروش و هوش با فریادتان باشد.

مردم! ای مردم،

من همیشه یادم است این، یادتان باشد.

و شنیدم دوش، هنگام سحر می خواند.

باز،

این چنین با عالم خاموش فریاد از جگر می خواند:

مردم! ای مردم،

من اگر جغدم، به ویران بوم،

یا اگر بر سر

سایه از فر هما دارم،

هر چه هستم از شما هستم؛

هر چه دارم، از شما دارم.

 

سمیه مظفری

برگرفته از کتاب “دوزخ، اما سرد” نوشته مهدی اخوان ثالث (م. امید)

مطالب مرتبط:

  • گزيده اي از اشعار خيام 5
  • آنكس كه مصيبت ديد قدر عاقيت مي داند (از گلستان سعدي)
  • آغاز شاهنامه
  • وصيت نامه داريوش

 

این محتوا اختصاصاً برای یاد بگیر دات کام تهیه شده است. استفاده از آن با ذکر منبع همراه با لینک آن و نام نویسنده یا مترجم مجاز است.
برچسب ها: شعر

نظر شما چیست؟



صفحه ما را در فیس بوک دنبال کنیدصفحه ما را در اینستاگرام دنبال کنیدصفحه ما را در لینکداین دنبال کنید

تماس با ما | پست الکترونیکی یا email ما :

تمامی حقوق برای یاد بگیر دات کام محفوظ است.