• ارسال کننده: میترا نامجو
  • تاریخ انتشار: 2017 / 11 / 29

با زبان بدن چگونه افكار ديگران را بخوانيم

آلن پيز مدير يک شرکت مشاوره ای در سيدنی استراليا است. او خالق کتابها، نوارها، و فيلمهايی است که در سراسر جهان به منظور آموزش مهارت های فردی و ارتباط گيری به کار می روند. پيش از نوشتن کتاب زبان بدن او به مدت ده سال در اين زمينه به مطالعه، مصاحبه، و پژوهش پرداخت.

بر اساس يافته های دانشمندان علوم رفتاری تنها حدود 30 تا 40 درصد از ارتباطات ما به صورت کلامی و حدود 60 تا 70 درصد آن به صورت غير کلامی يعنی با استفاده از حالت های سر و دست و چشم و پا و ابرو و غيره صورت می گيرد.

با زبان بدن چگونه افكار ديگران را بخوانيم

از آنجايی که زبان کلامی تحت کنترل بخش هوشيار مغز انسان قرار دارد ما می توانيم آگاهانه کلماتی را بر زبان جاری کنيم که با احساسات و نيات واقعی ما همخوانی نداشته باشند و در نتيجه نيت واقعی خود را پنهان و آن را به گونه ای ديگر جلوه دهيم.

اما زبان بدن توسط بخش ناهوشيار مغز کنترل می شود و ما کنترل چندانی بر آن نداريم و از اين رو بازتاب دهنده احساسات واقعی و درونی ماست. اين کتاب به بررسی چگونگی کاربرد زبان بدن و تفسير آن مي پردازد.

شگفت انگيز است که در طی ميليون ها سال زندگی بشر جنبه های غير کلامی ارتباطات او فقط از دهه 1960ميلادی به طور جدی مورد مطالعه قرار گرفته و عامه مردم از وجود آنها زمانی آگاه شدند که جوليوس فست (ulius Fast) کتابی درباره زبان بدن منتشر کرد.

اين کتاب خلاصه ای از کارهايی بود که دانشمندان رفتارگرا تا آن زمان درباره ارتباط های غير کلامی انجام داده بودند، و حتی امروزه بيشتر افراد از وجود زبان بدن و اهميت آن در زندگی خود بی خبرند.

چارلی چاپلين و بسياری از بازيگران ديگر فيلم های صامت پيشتازان مهارتهای ارتباط غير کلامی بودند، اين مهارتها تنها وسيله ارتباط بر روی صحنه بود. هر بازيگر بر اساس توانايی استفاده موثر از زبان بدن و اطوارها به بازيگر خوب يا بد تقسيم می شد. زمانی که فيلم های ناطق متداول شد و در نتيجه جنبه های غير کلامی رفتار اهميت خود را از دست داد بسياری از بازيگران فيلم های صامت به فراموشی سپرده شدند و کسانی که مهارتهای کلامی خوبی داشتند پا به عرصه ظهور نهادند.

ادراک گری، بصيرت، حدس زدن

از نظر فنی هنگامی که ما شخصی را ادراك گر يا دارای بصيرت می ناميم که توانايی او را در خواندن و تشخيص نشانه های غير کلامی و مقايسه آنها با نشانه های کلامي باور داريم. به عبارت ديگر هنگامی که می گوييم من حدس میزنم يا احساس می کنم که فلان شخص دروغ می گويد، در واقع منظورمان اين است که زبان گفتاری او با زبان بدن همخوانی ندارد. اين همان چيزی است که گويندگان از آن به عنوان آگاهی شنونده ياد می کنند.

به عنوان مثال اگر شنوندگان در حالی بر روی صندلی های خود نشسته باشند که چانه هايشان پايين و دستهايشان بر روی سينه هايشان باشد يک گوينده باهوش بايد احساس کند که سخنان او مورد استقبال مخاطبانش نبوده است.

او بايد بداند که بايد از روش ديگری برای جلب توجه مخاطبان استفاده کند. در حالی که يک سخنران نه چندان هوشمند صرف نظر از واکنش مخاطبان به صحبت های خود ادامه می دهد.

خانمها معمولاً تيزبين تر از آقايان هستند و اين حقيقت باعث شده است که زنان دارای قدرتی باشند که به آن شهود زنانگی می گويند. زنان يک توانايی ذاتی برای گرفتن و تفسير علايم غير کلامی و همچنين چشمان تيزبين برای ديدن نكته های ريز دارند. به همين دليل است که شوهران کمی می توانند به زنان خود دروغ بگويند و از معرکه جان سالم بدر برند و بر عكس بيشتر زنان قادرند شوهر خود را گول بزنند بدون اينكه شوهر متوجه شود.

برخي حرکتهای اصلي و خاستگاه آنها

بيشتر حالتهای ارتباطی اصلی در سراسر جهان يكسان است. هنگامی که مردم خوشحال هستند می خندند؛ و وقتی غمگين يا خشمگين هستند اخم کرده و چهره در هم می کشند. تكان دادن سر معمولاً در همه جای جهان به معنی بله و تاييد است .

به نظر می رسد اين حرکت جنبه ذاتی داشته و توسط افراد نابينا و ناشنوا هم مورد استفاده قرار می گيرد. سر تكان دادن به طرف بالا يا از اينطرف به آنطرف نشانه خير يا مخالفت است و جنبه جهانی داشته و ممكن است در زمان نوزادی آموخته شود . وقتی که نوزاد شير خواری به اندازه کافی شير خورده باشد سرخود را از اين طرف به آن طرف تكان می دهد که به معنی رد کردن سينه مادرش باشد.

وقتی همان نوزاد به اندازه کافی غذا خورده باشد سرش را تكان می دهد تا به معنی رد کردن قاشق غذا باشد. اين کودك به اين طريق به سرعت ياد می گيرد تا مخالفت خود را به همين روش نشان دهد.

منشاء برخی حرکات و حالات ما را می توان در اجداد اوليه انسان يافت. نشان دادن دندانها که در گذشته برای حمله به کار می رفته هنوز هم توسط انسانهای امروزی به شكل فشردن دندانها برای نشان دادن حالت خصمانه به کار می رود با وجود اينكه ديگر اين دندانها برای حمله به کار نمی روند. لبخند زدن از ابتدا به عنوان يک حالت تهديد آميز به کار می رفت، اما امروزه همراه با حالتهای ديگر برای بيان شادی به کار می رود.

بالا انداختن شانه ها نيز مثال خوبی از يک حالت همگانی است که به کار می رود تا نشان دهد که يک فرد نمی داند شما چه می گوييد. اين يک حالت چند گانه است که از سه قسمت اصلی تشكيل شده است: کف دست های باز شانه های قوز کرده و ابروهای بالا انداخته.

برخي حرکتهای اصلي و خاستگاه آنها

همانگونه که زبان کلامی در فرهنگ های مختلف با هم متفاوت اند زبان غير کلامی نيز ممكن است چنين باشد. در حالي كه يک حالت يا حرکت ممكن است در يک فرهنگ خاص متداول بوده و تفسير روشنی داشته باشد، ممكن است در فرهنگ ديگر بی معنی بوده يا معنی کاملاً متضادی داشته باشد. به عنوان مثال، تفسيرها و کاربردهای سه حالت متداول انگشت يعنی حلقه، بلند کردن انگشت شصت و علامت V را در نظر بگيريد.

حلقه یا حالت ˝ OK˝

اين علامت در قرن نوزدهم در ايالات متحده امريكا ظاهراً توسط روزنامه نگارانی متداول شد که تلاش می کردند با استفاده از اختصارات، عبارت های رايج را کوتاه کنند . نظرات بسيار متفاوتی درباره  اينكه OK اختصار چه کلماتی است وجود دارد.

برخی معتقدند OK ممكن است اختصار (all correct) به معنی کاملاً صحيح باشد.که اشتباهاً (oll korrect) نوشته می شده است. در حاليكه برخی ديگر می گويند OK متضاد (knock out)  (پيروزی) است که اختصار آن K-O  می باشد.

نظريه متداول ديگر اين است که اين علامت اختصارOld   kinderhook و برگرفته از مكان تولد يكی از روسای جمهور آمريكا در قرن نوزدهم است که عادت داشت در مبارزات انتخاباتی خود از سر واژه ها استفاده کند. اينكه کدام يک از اين نظريه ها درست است ممكن است هرگز مشخص نشود ، اما به نظر می رسد که علامت حلقه بيانگر حرف O در OK باشد.

اگر چه OK برای تمام انگليسی زبانها روشن است به سرعت در اروپا و آسيا معنی هم متداول شده اما در بعضی جاها معانی ديگری دارد. بعنوان مثال، در فرانسه OK به معنی صفر يا هيچ چيز است؛ در ژاپن می تواند معنی پول بدهد و در برخی  کشورهای خاورميانه به اين معنی است که فرد مورد نظر همجنس باز است. برای اجتناب از استفاده نابجا از اين علامت و سوء تعبيرهای احتمالی بايد به مفهوم آن در يک فرهنگ خاص توجه داشت.

زبان بدن

علامت انگشت شست

در بريتانيا، استراليا و زلاند نو بلند کردن انگشت شست سه معنی دارد؛ معمولاً اين علامت توسط افرادی که سر جاده ها می ايستند و قصد دارند سوار اتومبيل های عبوری شوند برای نشان دادن مسير مورد نظر به کار می رود و وقتی انگشت به طور قايم رو به بالا باشد نشانه توهين است و به معنی ( sit on this) يا (up yours) است. همچنين در برخی کشورها مثل يونان اين علامت به معنی پيشنهاد برقراری رابطه جنسی است.

بنابراين تصور کنيد اگر يک استراليايی در يونان از اين علامت استفاده کند چه سوء تفاهمی پيش خواهد آمد. وقتی ايتاليايی ها از يک تا پنج را می شمارند از اين علامت به عنوان يک و در ادامه از انگشت اشاره به عنوان دو استفاده می کنند، در حاليكه اکثر استراليايی ها، امريكايی ها و انگليسی ها يک را با انگشت اشاره و دو را با انگشت ميانی می شمارند. در اين مورد انگشت شست نشان دهنده عدد پنج می باشد. انگشت شست در ترکيب با حالتهای ديگر کاربردهای ديگری نيز دارد، و آن نشانه قدرت و برتری يا در موقعيت هايی است که شخص سعی می کند ديگران را تحت نفوذ خود در آورد.

معنی علامت انگشت شست
علامت V

اين علامت در بريتانيا، استراليا و زلاندنو متداول است و به معنی up yours تعبيرمی شود. وينستون چرچيل در طی جنگ جهانی دوم V به معنی Victory يعنی پيروزی را رايج ساخت، اما او اين علامت را در حالی به کار می برد که کف دست به سمت بيرون بود، در حاليكه اگر کف دست به سمت خود شخص باشد معنی توهين آميزی دارد.

یادگیری زبان بدن

مجموعه ای از حالت ها

يک از جدی ترين اشتباهاتی که ممكن است يک فرد کم تجربه مرتكب شود تفسير يک حالت به طور مجزا و جدای از حالت ها و شرايط ديگر باشد. به عنوان مثال خاراندن سر ممكن است دلايل مختلفی از قبيل شوره سر، کک، عرق، ترديد فراموشی و يا دروغ گويی داشته باشد، و اين بستگی دارد که اين عمل همراه با چه رفتارهای ديگری در همان زمان اتفاق بيافتد، بنابراين ما بايد هميشه مجموعه ای از حالات و رفتار را در کنار هم در نظر بگيريم.

زبان بدن نيز همچون هر زبان ديگری از واژگان شده است، تنها زمانی که کلمات در کنار هم و در يک جمله بكار روند می توان معنی آنها را به طور کامل فهميد. حالات و اشارات هم به صورت جمله به کار می روند و بی شک حقايقی را درباره احساسات و نگرش های يک فرد بيان می کنند. فرد تيز بين و فهيم کسی است که می تواند جمله های غير کلامی را خوانده و آنها را با جمله های کلامی هماهنگ سازد.

تصویر زیر دو حالت انتقاد آميز را نشان می دهد.

حالت اصلی حالت دست به چهره و در حالی است که انگشت اشاره روبه بالا به سوی گونه است و انگشت ديگر روی دهان قرار گرفته و انگشت شست زير چانه قرار می گيرد.

دليل ديگر که اين شنونده نسبت به گوينده حالت انتقادی دارد اين است که پاهای او بر روی همديگر و دستها روی سينه (حالت دفاعی) قرار دارند در حاليكه سر چانه رو به پايين اند (حالت خصمانه). اين جمله غير کلامی چيزی شبيه اين می گويد “من چيزهايی را که تو می گويی دوست ندارم و با آن موافق نيستم”.

زبان بدن

به عنوان يک قانون کلی هر چقدر يک فرد جايگاه اجتماعی اقتصادی بالاتری داشته باشد کمتر از حالات بدن و زبان اشاره ای صحبت می کند.

سرعت اين حرکات و ميزان روشنی آن ها برای ديگران نيز با سن فرد ارتباط دارد.

به عنوان مثال اگر يک کودك پنج ساله به والدين خود دروغ بگويد، بلافاصله دهان خود را با يک يا هر دو دست خواهد پوشاند.

با زبان بدن چگونه افكار ديگران را بخوانيم

 پوشاندن دهان با دست در هنگام دروغ گفتن در سراسر زندگی فرد ادامه می يابد، اما سرعت آن معمولاً تغيير می کند. هنگامی که يک نوجوان دروغ می گويد، او نيز چون کودکی پنج ساله دست خود را بر دهان می گذارد، اما به جای پوشاندن کامل دهان فقط با انگشتان خود اطراف دهان را می مالد.

تفسیر زبان بدن

 هنگامی که يک فرد بزرگسال دروغ می گويد؛ مغزش به او دستور می دهد تا درست مثل کودك پنج ساله و فرد نوجوان برای جلوگيری از گفتن دروغ دهان خود را بپوشاند، اما در آخرين لحظه دست از چهره دور شده و در عوض فرد دروغ گو بينی خود را لمس می کند.

چگونه افكار ديگران را بخوانيم

برگرفته از “کتاب زبان بدن (چگونه افكار ديگران را بخوانيم)” اثر آلن پيز، ترجمه سيد محمود هاشمي فاطمه است.

تنظیم: میترا نامجو

این محتوا اختصاصاً برای یاد بگیر دات کام تهیه شده است استفاده از آن با ذکر منبع همراه با لینک آن و نام نویسنده یا مترجم مجاز است
برچسب ها:



نظر شما چیست؟

پرسش های خود را در بخش پرسش و پاسخ مطرح کنید

لطفا جای خالی را پر کنید







صفحه ما را در فیس بوک دنبال کنید صفحه ما را در توییتر دنبال کنید صفحه ما را در  اینستاگرام دنبال کنید صفحه ما را در لینکداین دنبال کنید