پادشاهی فریدون – داستانی از شاهنامه

مطلب قبلی: پادشاهی ضحاک قسمت دوم – داستانی از شاهنامه

فریدون پس از این که ضحاک را سرنگون کرد خود بر تخت پادشاهی نشست و پانصد سال حکومت کرد. فریدون اول مهرماه کلاه کیانی را بر سر گذاشت، گویی همه بدی ها از جهان زدوده شده بودند. فرزانگان و هنرمندان و دانشمندان خوشحال بودند چون توانسته بودند جایگاه خود را به دست آورند و خداپرستی آیین مردم شد.

پادشاهی فریدون

فریدون در همه دوران پادشاهی خود به مردم بدی نکرد. ولی حتی این جهان به پادشاه بزرگی چون فریدون هم وفا نکرد و این جاست که حکیم طوس می گوید:

بدان که این جهان ارزش غم و اندوه و آز ندارد و برای هیچ کس نمانده است.

فرانک که از همه جا بی خبر بود نمی دانست سرنوشت پسرش چه شده است؟ فریدون هم برای این که مادرش را از پیروزی و شکست ضحاک باخبر کند برایش پیام فرستاد. فرانک با شنیدن این خبر خوش پروردگار را ستایش کرد و سر و تن را بشست و بر ضحاک نفرین کرد.

فرانک به نزد فریدون رفت، ضحاک را نفرین کرد و پادشاه جهان را آفرین گفت. بزرگان از هر گوشه جهان به نزد فریدون می آمدند و برایش هدایا می آوردند و او را ستایش می کردند.

پس از مدتی فریدون به گرد جهان رفت. هر جا ستمی دید به داد ستمدیده رسید، هر ویرانه ای دید به آبادانی اش پرداخت چنان که شایسته ی پادشاه جهان است.

بیاراست گیتی به سان بهشت  به جای گیا سرو و گلبن بکشت

چندی گذشت و فریدون صاحب سه فرزند پسر شد. فرزندانی بلند بالا چنان که شایسته ی شهریاری باشند. از این سه تن، دو پسر از شهرناز و پسر کوچکتر از ارنواز زیبا روی بود.

فریدون از نامداران خود جندل را که از دیگران گرانمایه تر بود فرا خواند. به او فرمان داد: برو بر گرد جهان و سه دختر گزین از نژاد پادشاهان که در خور همسری فرزندان من باشند.

جندل هم چنین کرد و با گروهی نیک خواه به راه افتاد و بسیار پژوهش و پرس و جو کرد تا این که از شاه یمن شنید که سه دختر دارد آن چنان که فریدون می خواست به پیش شاه یمن رفت و با احترام بسیار پیام فریدون را به او داد.

چون پادشاه یمن پیام فریدون را شنید بسیار غمگین شد و در دل گفت روی دختران مرا تاکنون جهان ندیده است آن ها همدم و امید من هستند ولی نمی توانم شتاب زده پاسخ دهم. پس از جندل پذیرایی کرد و خود با بزرگان به مشورت نشست که چگونه فرزندان دلبندم را به آن ها بسپارم. اگر بگویم آری، حرف دلم نیست و دروغ هم در خور پادشاهان نیست و از گفتن نه در برابر شهریار زمین بیم دارم که این هم کار عاقلانه ای نیست و بزرگان هم که داستان ضحاک را شنیده بودند آن را برای پادشاه یادآوری کردند یکی از بزرگان گفت که با فریدون باید از راه سخن کنار آمد دیگری گفت اگر فریدون هم پادشاه بزرگی است ما که برده ی او نیستیم ولی راه بهتر آن است که شرایط سختی همسری دخترانت قرار دهی و چون پادشاه یمن این راه حل را شنید بسیار خوشحال شد و جندل را فرا خواند، با چرب زبانی با او سخن گفت که فریدون پادشاه بسیار بزرگی است و من به فرمان او هستم و درست است که تو سه پسر داری که برایت خیلی عزیز هستند، دوری از دخترانم برای من هم بسیار سخت است پس برای شاد کردن دل من آن سه پسر را به پیش من بفرست تا من دخترانم را به آیین خود به دست آن ها بسپارم و اگر ببینم که مهر دخترانم در دلشان است دست آن ها را در دست دخترانم قرار خواهم داد. جندل هم پاسخ را شنید، به پیش فریدون آمد، ادای احترام کرد و همه چیز را برای فریدون بازگفت.

فریدون سه فرزندش را فرا خواند و از نیکی های آن سه دختر و پدرشان شاه یمن که چقدر زیرک است و چه گنج و لشکری دارد، سخن راند و ادامه داد او برای شما افسون هایی خواهد داشت، روز اول بزم گاهی خواهد ساخت و به شما جایگاهی ویژه خواهد داد. آن سه دختر زیبا را در لباس های رنگارنگ در کنار خود بر تخت شاهنشاهی می نشاند. دختری که از همه کوچکتر است ابتدا پیش می آید و نزد بزرگ ترین شما می نشیند و پر سن ترین آن ها نزد کوچک ترین شما می نشیند و دختر میانه پیش نفر بعدی.

آن گاه پادشاه یمن از شما خواهد پرسید که کدام یک از این ها سن بیشتری دارد؟ کدام کوچک تر است؟ و میانه کدام است؟ و شما هم به درستی بگویید که دختر کوچک تر پیش بزرگترین شماست و دختر بزرگ تر پیش کوچک تر شماست و این شایسته نیست. در سخن گفتن با یکدیگر همرنگ باشید و چنان رفتار کنید که شایسته مقام و فرهنگ ماست.

پادشاهی فریدون – داستانی از شاهنامه
امتیاز 3.8 از 19 رای

صفحه بعد >>



 

به اشتراک بگذارید :       فیس بوک کلوب

 

برچسب ها: ، ، ،
این مقاله اختصاصاً برای یاد بگیر دات کام تهیه شده است استفاده از آن با ذکر منبع همراه با لینک آن و نام نویسنده یا مترجم مجاز است

 

در یاد بگیر دات کام مشترک شوید و آخرین مطالب و مقالات را در ایمیل خود دریافت نمایید
برای عضویت، ایمیل خود را وارد کرده و بروی اشتراک کلیک کنید

  1. خیلی بلند بود متنتون و از نظر من اگر دانه به دانه بیت شعر را معنی میکردین بهتره

نظر شما چیست؟

پرسش های خود را در بخش پرسش و پاسخ مطرح کنید



تبلیغات اینترنتی در یاد بگیر دات کام

بسته های تبلیغاتی ارزان قیمت

 
بستن تبلیغات

Useful Websites Directory

گردنبند اسم
طراحی سایت
طراحی سایت شرکتی
دستگاه جوجه کشی ارزان
المنت صنعتی
شیشه سکوریت



صفحه ما را در فیس بوک دنبال کنید صفحه ما را در توییتر دنبال کنید صفحه ما را در گوگل پلاس دنبال کنید صفحه ما را در  تلگرام دنبال کنید صفحه ما را در  اینستاگرام دنبال کنید صفحه ما را در لینکداین دنبال کنید